ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

بدون عنوان

1391/8/9 21:09
نویسنده : مامی فریبا
67 بازدید
اشتراک گذاری

من و بابا هادی روز ٨٧.١١.٢٥ روز ولنتاین باهم دوست شدیم و روز ٨٧.١٢.١ برای بابا هادی که تولدش بود یه قاب خریدم که هنوز به دیوار خونمون و روز ٨٨.١.١ که عیدهم ساعت ١ظهر بود بابا هادی با خانوادش اومد خونمون س ١٠صبح که روز شنبه بود و عصرش باهم رفتیم بیرون و در تاریخ ٨٨.١.٧  روز جمعه اومدن خونمون واسه نامزدی و بله برون و در تاریخ ٨٨.٥.١٧ روز شنبه عقد کردیم و بالاخره در روز ٨٨.١٢.١٠ روز چهارشنبه عروسی کردیم و سال ٨٩ و ٩٠ سالگرد گرفتیم و دقیقا ٢سال و١٥ روز از زندگیمون نگذشته بود که در تاریخ ٩٠.١٢.٢٥ تو دختر شیطون توی شکم مامان فریبا قایم شده بودی و یواشکی بزرگ شده بودی 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)